- «با ما نگویْ از مرگ...» شعربرگردانی از داوود خانیخلیفهمحله
- بیتی از داوود خانیخلیفهمحله در روز جهانی خر
- عصرِ مجنونانِ لیلاکوه شهرِ لنگرود
- مصراعِ « غمخورَکترینهای عالَم» از داوود خانیخلیفهمحله
- «زیر سقف نوبهار» داوود خانیخلیفهمحله
- «مرگ برگ بر خاک نرم» شعربرگردانی از داوودخانیخلیفهمحله
- برگردان بیترباعیای از دیگو مارادونا
- شعر کوتاهی پساز خاکسپاری دیگو مارادونا
- وَرف، چوپاره زِئنه! (برف، دانهدرشت میبارد!)؛ بیچاره گالشها!
- بیتی کتابی

فتوکلیپ برفوبوران سنگین در خلیفهمحلهی شلمان در وبگاه آپاراتبرف خلیفهمحلهی شلمان در گیلان، از صبح روز دوشنبه 21 بهمن آغاز و بعد از دقایقی قطع ؛ اما از سرِشب آغاز شد و تاصبح روز سهشنبه 22 بهمن یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
پویانمایی غزلی عاشقانه از داوود خانیخلیفهمحله با صدایِ غوکِ غزلخوان در وبگاه آپاراتمطلب مرتبط: غزل «بهصد مهر و دوصد ناز» از داوود خانی خلیفهمحله یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
فتوکلیپ مینیمال: «شاهماهیِسرخِکوچولوی برکه» از داوود خانیخلیفهمحلهمرد، بر سنگ درشت خزهپوش زودشکن لب برکه نشسته و خیره است به ابرها و آسمانی که برآب نقش بسته و شاهماهیِسرخِکوچولوای که درآن یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
در قلب منی عزیز! ایّام کرونایی رااز دور، درود بر تو وُ رودرروبگذار نبوسمت که دوسِت دارمشلمان؛ ۴ اسفند ۱۳۹۸ خورشیدی- داوود خانیخلیفهمحله یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
قطع از کمرِ تنها«تادانهدار» با نام علمی Celtis australisدر حریم مسجدشهدای شهر املشاین درخت دیرسال آراستهتاج که در پیشگاه مسجدشهدای املش، چسبیده بهگلزار شهدا قرار داشت، باشکوه بود و بهآدمی، آرام یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
چندی روزی میشه، عوض اینکه #بتمرگیم_تو_خونه_هامون، هرچه میگردم سوراخسُنبهی شهرهای شرق گیلان رو برای دستکش پلاستیکی، که پیشازین قابل مارو نداشت، پیدا نمیشه و جایی دیروز تو لنگرود ، چشمم خورد به ی یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
از من و شما، پناهبرخدا، بَلابهدور ...رامسریهای گیلکزبان، زبانزدی دارند که برگردانش بهفارسی میشود:« تا بچّه بزرگ شود، بر قبر بزرگ، گیاه آقطی(پِیلَم) بهبلندای هفتقد میرسد».در مثل که مناقشه یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
اینک کرونا که مینوازد کَرَهنای در خانه بمان نیا خیابان آهای! پیش از خوردن، بِشویْ با صابون دست هر یکساعت بنوش یکفنجان چای شلمان؛ 11 اسفند 1398 خورشیدی- داوود خانیخلیفهمحله یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
پیشاز زاد و ورود کرونا، تا عطسهای میزدی، هماندَم دوروبَریهایت میگفتند:عافیت!سرِصبحی، رو صندلیِ جلوییِ پرایدی جا خوش کردهبودم و میرفتم محل کارم.ورودی شهر، چیزی سینهی دماغم را خاراند و یک یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
جُستاری از: داوود خانیخلیفهمحله ششم اسفند 98 در بیمارستان بهاصطلاح فوق تخصصیِ میلاد لاهیجان، نرجس خانعلیزاده، پرستارِ مهربانی که در راه خدمت و نجات بیماران، در بهار جوانی خود دچار ویروسِکرونا ش یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...